زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک...

 

با یقین آمده بودیم و مردد رفتیم

به خیابان شلوغی که نباید رفتیم

می شنیدیم صدای قدمش را اما

پیش از آنکه در بگشاید رفتیم

زندگی سرخی سیبی است که افتاده به خاک

به نظر خوب رسیدیم ولی بد رفتیم

آخرین منزل ما کوچه سرگردانی است

در به در در پی گم کردن مقصد رفتیم


فاضل نظری

/ 0 نظر / 113 بازدید