تا رهایی...

 

گاهی دلم پرواز می خواهد

دل کندن

اوج گرفتن تا قله رهایی

رهایی از این دنیا

از تعلقات نفس گیر این روزگار

دلم می خواهد سبک شوم

انقدر که با نوازش قاصدکی به پرواز درآیم

خسته ام از زنجیرهای دنیایی

از قفس تن

میخواهم رها شوم

اوج بگیرم

خدایا دستم را بگیر...

/ 5 نظر / 21 بازدید
مسیر سبز

سلام ببخشید دیر شد اومدنم[خجالت] رها شدن از بند تعلقات دنیا یعنی انسان واقعی شدن. عالیه. دنیا گاهی انقدر با مسایلش مارو ب بازی میگیره که گاهی خودمون رو هم فراموش میکنیم. واقعا حس بی نظیریه که بدونی روزی دیگه دنیا تو رو به بازی نمیگیره و حتی این تویی که میتونی به بند درش بیاری. .مثل حرف زیبای خودت فقط باید از خدا کمک بخوایم که لحظه ای مارو با این دنیا، تنها به حال خودمون نگذاره که بد روزگار وحشتناکیه...

مسیر سبز

علم بهتر است یا ثروت؟ هیچ کدوم! یه ذره معرفت! که تو یه دنیاشو داری

مسیر سبز

تو این شبا و روزا مارو فراموش نکنی. محتاج دعاتم[گل][گل][قلب]

کاکتوس

سلام دوست عزیز ممنون که این مدت با حرفای قشنگت بهم دلگرمی دادی دوباره به روز شدم و منتظر شما دوست عزیز

کاکتوس

پر پرواز ندارم اما دلی دارم و حسرت درناها و به هنگامی که مرغان مهاجر در دریاچه ی ماهتاب پارو می کشند ،خوشا رها کردن و رفتن ! خوابی دیگر به مردابی دیگر ! خوشا ماندابی دیگر به ساحلی دیگر به دریایی دیگر! خوشا پر کشیدن ، خوشا رهایی ، خوشا اگر نه رها زیستن ، مردن به رهایی ! آه، این پرنده در این قفس تنگ نمی خواند شاملو