زیبایی از جنس طبیعت...

 

این روزا وسط همه اتفاقات ریز و درشتی که تو زندگیم رخ میده، متوجه تصاویر قشنگی از زندگی شدم:
مثلاً دیدن هرروز طلوع و غروب خورشید

 دیدن ساقه های درهم تنیده یه درخت که چطور از هم مراقبت میکنن

 حس کردن باد خنک زمستونی روی صورتم که انگار هرروز بهم یادآوری میکنه که فصل مورد علاقه ام رسیده وباید تا میتونم ازش لذت ببرم

مثل دیدن ادمایی که هرروز برای بدست آوردن روزیشون چقدر تلاش میکنن

یا دیدن آسمون رنگارنگ وقت غروب خورشید

اینکه آسمون به اون عظمتش هرروز یه رنگ نیست

 اینکه یه روز آفتابیه، یه روز ابری، یه روز بارونی

اینکه تغییر فقط مخصوص آدما نیس

 حتی اجزای طبیعتم دائماً در حال تغییرن

اینکه آدما نباید از تغییر بترسن

یا در مقابلش مقاومت کنن

این روزا به این ایمان آوردم که اتفاقات زندگی هرچقدرم تلخ باشه میشه چیزای قشنگی توش پیدا کرد

جزئیاتی که شاید اصلاً به چشم نیان ولی با یه کم دقت میتونیم زیباییشونو درک کنیم...

/ 0 نظر / 34 بازدید