نــــقـــــش

در شبی تاریک

که صدایی با صدایی در نمی آمیخت

و کسی کس را نمیدید از ره نزدیک

یک نفر از صخره های کوه بالا رفت

و به ناخن های خون آلود

روی سنگی کند نقشی را

و از آن پس ندیدش هیچ کس دیگر

شسته باران رنگ خونی را که از زخم تنش

جوشید و روی صخره ها خشکید

از میان برده است طوفان نقش هایی را

که به جا ماند از کف پایش

گر نشان از هرکه پرسی باز برنخواهد آمد آوایش

آن شب

هیچ کس از ره نمی آمد

تا خبر آرد از آن رنگی که در کار شکفتن بود

کوه، سنگین، سرگردان، خونسرد

باد می آمد ولی خاموش

ابر پر می زد ولی آرام

لیک آن لحظه که ناخنهای دست آشنای راز

رفت تا بر تخته سنگی کار کندن را کند آغاز

رعد غرید

کوه را لرزاند

برق روشن کرد سنگی را که

حک شد روی آن لحظه ای کوتاه

پیکر نقشی که باید جاودان می ماند

امشب

باد و باران هردو می کوبند

باد خواهد برکند از جای سنگی را

و باران هم

خواهد از آن سنگ نقشی فرو شوید

هردو می کوشند

می خروشند

لیک سنگ بی محابا در ستیغ کوه

مانده برجا استوار، انگار با زنجیر پولادین

سالها آن را نفرسوده ست

کوشش هرچیز بیهوده ست

کوه اگر بر خویشتن پیچد

سنگ بر جا همچنان خونسرد می ماند

و نمی فرساید آن نقشی که رویش کند در یک فرصت باریک

یک نفر کز صخره های کوه بالا رفت

در شبی تاریک

 

سهراب سپهری

/ 8 نظر / 9 بازدید
مسیر سبز

خیلی قشنگ بود. عکس قشنگی هم براش گذاشتی[دست][دست]

مسیر سبز

شعر خیلی پرمعنا و زیباییه. عکس خیلی قشنگی هم گذاشتی[دست][دست][دست]

مسیر سبز

چقدر خوب بود اگر ماهم یادمی گرفتیم و می تونستیم مثل سنگ های کوه، سخت و محکم در برابر بادو طوفان های زندگی ایستادگی کنیم.

نداا

احسنت ..........احسنت به این حسن انتخاب...شعر بی نظیری بود..... ممنونم[تایید][تایید]

نداا

خاطره ها را رشوه میدهم به روز هایم .. تا از بی تو بودن ،صدایشان در نیاید

سجاد

سلام... شعرتون بسيار زيبا بود ياد و خاطره اين شاعر بلند اوازه گرامي باد ..و نمي فرسايد ان نقشي كه رويش در يك فرصت باريك ، يك نفر از صخره هاي كوه بالا رفت در شبي تاريك ...واقعا عملي كه به سختي انجام بشه هميشه و يا تا مدت هاي طولاني خواهد ماند مانند همين شخصي كه از كوه بالا رفته و با ناخنش نقشي به يادگار گذاشته است در اعمال روز مره ما هم اون عملي نزد خدا با ارزش تر است كه سخت تر باشه همون طوري كه توي روايتي اين طور اومده كه با فضيلت ترين اعمال سخت ترين اعمال است واقعا وقتي كه كسي در نيمه هاي شب كه خواب شيريني خاصي داره بلند ميشه و وضو ميگره و نماز شب مي خونه مانند همون شخصي است كه در تاريكي شب به كوه اي ميره و روش نقش و نگاري مي نويسه اين عمل چون با سختي همراه است هميشگي خواهد ماند... [گل][گل][گل]

نداا

چیزی شبیه عطر حضور تو کم است / کم است / کم است [گل]

مسیر سبز

هرکاری کردم نشد برای پست جدیدت دوباره نظر بذارم. بازش نمیکنه. بهرحال آپم. هروقت اومدی بدو بیا[عجله][راک]