حس پرواز...

حس میکنم به این دنیا زنجیر شده ام

پاهایم به زمین قفل شده است

خسته ام از دغدغه آدمها

خسته تر از اینهمه رخوت در زمین

همه می دویم

به کجا؟ برای چه؟

حس میکنم بی هدف در این دنیا معلق مانده ام

دلگیرم

از انسانهایی که به جای دوا، درد می شوند بر دلمان

می ترسم

از هدفهای نامعلومی که از صد بی هدفی بدتر است

دلم سکوت می خواهد در میان اینهمه همهمه

نه

دلم فریادی می خواهد که تمام صداها را در هم شکند

دلم سبک شدن می خواهد

دلم رهایی می خواهد از تعلقات این دنیای حیله گر

.

.

.

دلم خیلی چیزها می خواهد...

 

 

پانوشت:

خدایا این روزها دلگیرم، از این دنیا و آدمهایش، گاهی با تو درد دل میکنم تا سبک شوم، حرفهایم را به حساب ناشکری مگذار، راضیم به رضای خودت و دل می بندم به حکمت بی انتهایت

 

از تو می خواهم بصیرتی به ما عطا کنی که حکمت فراز و فرودهای زندگی مان را بهتر درک کنیم، می دانم در هر برگی از زندگی مان حکمت تو نهفته است که برای ما خیری در آن است، اما عقل محدود آدمی را توان دریافت آن نیست.

 

خدایا صبر ما را وسعت ده، درک ما را افزون دار، و راضیمان کن بر رضای خودت

/ 2 نظر / 52 بازدید
گل

شاید یک روز یک نفر هم جوری مرا بخواهد که خواستنش به این راحتی تمام نشود ...

محسن

وبت عالیه بهت تبریک میگم