دلم تنگه...

 

 

دلم تنگه برای خوابیدن زیر سقف آسمون

 برای شمردن ستاره ها تو هوای پاک و خنک کوهستان

 دلم تنگه برای دویدن در جاده های خاکی و رها بودن

 دلم تنگه برای همصدا شدن با قدمهای آب جویبار

دلم تنگه برای طعم چای آتیشی که پدربزرگ برام میریخت

برای صدای عصاش که هنوزم تو گوشم مونده

برای بازی با ماهی های قرمز وسط حوض خونه باصفای پدربزرگ

برای درختای انجیر و عناب

برای قوره کندن و نمک پاشیدن روش

دلم تنگه برای دست نوازشگر مادربزرگ

برای خرمالوهایی که سوغاتی میاورد

برای بوی نون هایی که پای تنور می پخت

برای اون دود و سیاهی که هیزمای تنور تو فضا پخش میکردن

برای درست کردن آدمک با خمیر نون

دلم تنگه برای زندگی های بدون دغدغه

برای صداقت، یکرنگی

برای وقتی که شک نداشتی سلام آدما از روی محبته

برای روزایی که آدما بی هیچ دریغی به هم کمک میکردن

دلم تنگه برای آدما

دلم تنگه برای پاکی کودکی

دلم تنگه برای کودکی....

/ 5 نظر / 55 بازدید
مسیر سبز

سلام دوستم. نمیدونم چطور بگم که چقدر زیبا و عالی نوشتی. فقط میتونم بگم درکت میکنم بخاطر تمام دلتنگی هات...

مسیر سبز

رسم زمانه است: اگر نرم باشی، تو را له می کنند و اگر خشک باشی، تو را می شکنند!

مسیر سبز

نه تو می مانی و نه اندوه... و نه هیچ یک از مردم این آبادی به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت... غصه هم می گذرد آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند. لحظه ها عریانند... "به تن لحظه خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز"

باقری

سلام.مسطار به روز است با سودای جان.

کاکتوس

سلام .مثل همیشه زیبا بود . خیلی وقته دلم برای رها بودن تنگ شده .تنگ ..... و برای زندگیه ی بدون دغدغه .....